عطا ملك جوينى

749

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

مسلوك مىداشت و بناى آن كه عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ « 1 » بود مستحكم مىكرد . و چون عهد دولت سلطان سنجر بود در اقلاع قلاع و هدم بقاع ايشان كسى جدّ نمىنمود . و در آن عهد ميان امير المؤمنين المستر شد باللّه و ميان سلطان مسعود سلجوقى كه به نيابت عمّ خود سلطان سنجر حاكم عراق و ارّان و آذربايجان بود مناقشتى بود . سبب آنك در آن ايّام در بغداد در خطبه بعد از نام خليفه ذكر سلطانى كه غالب بودى كردندى چنانك در روزگار آل بويه بوده بود و بر منابر ذكر سلطان مسعود نمىرفت . عزيمت قصد بغداد در ضمير او مستحكم گشت . المستر شد باللّه امير المؤمنين خواست تا برو پيش‌دستى نمايد با لشكر انبوه . چون نزديك همدان رسيد سلطان مسعود از آن جانب با لشكرى پيش آمد . از لشكر بغداد جماعتى غدر كردند و به لشكر سلطان منضمّ شدند . بدان سبب ضعف به لشكر خليفه راه يافت و لشكر سلطان ضعف « 2 » آن شدند كه بودند . مصاف شكسته شد و المستر شد باللّه در دست سلطان آمد و وزير و تمام اركان دولت او را بگرفتند . سلطان مسعود فرمود تا لشكر او هيچ آفريده را المى نرسانند و به مال و غارت قناعت نمايند . و از جانبين درين مخاصمت پنج نفس زيادت تلف نشد . و سلطان مسعود هرچند اركان او را در قلعه محبوس گردانيد التزام حرمت امير المؤمنين كرد و مصاحب او تا به مراغه برفت و به انهاى « 3 » اين حال كس نزد عمّش سلطان سنجر فرستاد . اتّفاق را در آن روزها زلازل و صواعق متواتر و مترادف گشت و بادهاى عواصف جهان را در آشوب گرفت و تمامت خلايق آن را بر وقوع اين حال حمل مىكردند . سلطان سنجر رسولان فرستاد و به سلطان مسعود مكتوبى نوشت مضمون آنك : « فرزند غياث الدّين مسعود چون برين منشور مطّلع شود درحال به خدمت امير المؤمنين رود و بعد از بوسيدن خاك بارگاه جهان‌پناه از جرايمى و اثقالى « 4 » كه سبب خذلان حادث شده است التماس صفح « 5 » جميل نمايد و از بادرات زلّات « 6 » استغفار كند و بداند كه حدوث صواعق مختلف و هبوب بادهاى عواصف « 7 » كه درين دور كسى مشاهده نكرده است و بيست روز است كه تا واقع شده است سبب وقوع اين حادثه مىدانم و از آن مىانديشم كه ازين تشويش لشكرها و خلايق مضطرب شوند . اللّه اللّه « 8 » تلافى اين كار واجب داند و عين فرض شمرد . » ازين

--> ( 1 ) - على . . . بر كنار پرتگاهى سراشيب ( سورهء توبه 9 / 109 ) . ( 2 ) - ضعف : دوچندان . ( 3 ) - انهاء : گزارش ، خبر دادن . ( 4 ) - اثقال : بارها ، بار گناهان . ( 5 ) - صفح : گذشتن از گناه . ( 6 ) - زلّات : لغزش‌ها ، جمع زلّت . ( 7 ) - عواصف : بادهاى سخت و تند . ( 8 ) - اللّه اللّه : از اصوات ، در اينجا وجه تاكيدى و هشدارى دارد .